این مطلب ، تجربیات آدم ها توی زندگی در سنین مختلف که با اون روبرو شدن

رو نشون میده ! جالبه ، بخونین


  • فهمیده ام که باز کردن پاکت شیر از طرفی که نوشته “از این قسمت باز کنید” سختتر از طرف دیگر است. (۵۴ ساله)

  • فهمیده ام که هیچ وقت نباید وقتی دستت تو جیبته روی یخ راه بری. (۲۸ ساله)

  • فهمیده ام که نباید بگذاری حتی یک روز هم بگذرد بدون آنکه به زنت بگویی “دوستت دارم”. (۶۱ ساله)

  • فهمیده ام که اگر عاشق انجام کاری باشم، آن را به نحو احسن انجام میدهم. (۴۸ ساله)

  • فهمیده ام که وقتی گرسنه ام نباید به سوپرمارکت بروم. (۳۸ ساله)

  • فهمیده ام که میشود دو نفر دقیقا به یک چیز نگاه کنند ولی دو چیز کاملا متفاوت ببینند. (۲۰ ساله)

  • فهمیده ام که وقتی مامانم میگه “حالا باشه تا بعد” این یعنی “نه”. (۷ ساله) 

  • فهمیده ام که من نمیتونم سراغ گردگیری میزی که آلبوم عکسها روی اونه برم و مشغول تماشای عکسها نشوم. (۴۲ ساله)

  • فهمیده ام که بیشتر چیزهای که باعث نگرانی من میشوند، هرگز اتفاق نمیافتند. (۶۴ ساله)

  • فهمیده ام که وقتی مامان و بابا سر هم دیگه داد میزنند، من میترسم. (۵ ساله)

  • فهمیده ام که اغلب مردم با چنان  شتابی برای داشتن یک “زندگی خوب” حرکت میکنند که از کنار آن رد میشوند. 

  • فهمیده ام که وقتی من خیلی عجله داشته باشم، نفر جلوی من اصلا عجله ندارد. (۲۹ ساله)

  • فهمیده ام که بیشترین زمانی که به مرخصی احتیاج دارم زمانی است که از تعطیلات برگشته ام. (۳۸ ساله)

  • فهمیده ام که در زندگی یک زلزله هفت ریشتری تمام مشکلات دیگر زندگی آدم را کم اهمیت میکند. (۲۸ ساله)

  • فهمیده ام که بیشترین حس خوشبختی را زمانی احساس کرده ام که، کسی را که قبلا به شدت آزارم میداد، بخشیدم.